X
تبلیغات
رایتل
ادبی-تاریخی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم ******* لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی

بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 27 دی‌ماه سال 1391

سوال1 : چرا ما دعا می کنیم ؟ خداوند از خواسته های ما آگاه است و اگر سکوت هم کنیم او همه را می داند .

پاسخ: دعا بسیج نیروهای درونی ما است تا بتوانیم آرمانی را که در ذهن داریم مشخص و روشن دنبال کنیم و در اینکار از حق و حقیقت که همان خداست یاری می گیریم.

 

  سوال 2 : آیا واقعاً چشم زدن وجود دارد؟

پاسخ: تقریباً در همه فرهنگهای جهان گونه ای از اعتقاد به چشم زخم “Evil Eye” مشاهده می شود و به نظر ما نیروهایی چون حسادت ، نفرت و انتقام جویی می تواند تاثیرات منفی و آزار دهنده ای در زندگی انسانها داشته باشد و این به معنی قبول انرژی های معجزه آسا نیست بلکه گاهی چند کلمه حرف، یک نگاه و یا حتی یک حرکت دست می تواند آشوبی بر پا کند. آدمی باید خود را از مصاحبت اینگونه افراد بر کنار دارد و به خصوص امتیازات خود را در معرض نگاه همگان نگذارد.

دشمن طاووس آمد پر او                  ای بسا شه را بکشته فّر او               مثنوی

 

سوال 3 :  عرفان عملی چیست ؟

پاسخ: عرفان عملی یعنی حرکت به سوی زیبایی ، دانایی و نیکویی به عنوان سه وصف الهی. این سه وصف چنانکه در خداوند پیوند دارند ، بر روی زمین نیز زیبایی ، دانایی و نیکویی یک حقیقتند. 

                                  بقیه در ادامه مطلب

سوال1 : چرا ما دعا می کنیم ؟ خداوند از خواسته های ما آگاه است و اگر سکوت هم کنیم او همه را می داند .

پاسخ: دعا بسیج نیروهای درونی ما است تا بتوانیم آرمانی را که در ذهن داریم مشخص و روشن دنبال کنیم و در اینکار از حق و حقیقت که همان خداست یاری می گیریم.

 

  سوال 2 : آیا واقعاً چشم زدن وجود دارد؟

پاسخ: تقریباً در همه فرهنگهای جهان گونه ای از اعتقاد به چشم زخم “Evil Eye” مشاهده می شود و به نظر ما نیروهایی چون حسادت ، نفرت و انتقام جویی می تواند تاثیرات منفی و آزار دهنده ای در زندگی انسانها داشته باشد و این به معنی قبول انرژی های معجزه آسا نیست بلکه گاهی چند کلمه حرف، یک نگاه و یا حتی یک حرکت دست می تواند آشوبی بر پا کند. آدمی باید خود را از مصاحبت اینگونه افراد بر کنار دارد و به خصوص امتیازات خود را در معرض نگاه همگان نگذارد.

دشمن طاووس آمد پر او                  ای بسا شه را بکشته فّر او               مثنوی

 

سوال 3 :  عرفان عملی چیست ؟

پاسخ: عرفان عملی یعنی حرکت به سوی زیبایی ، دانایی و نیکویی به عنوان سه وصف الهی. این سه وصف چنانکه در خداوند پیوند دارند ، بر روی زمین نیز زیبایی ، دانایی و نیکویی یک حقیقتند.

 

سوال4 : نظر شما در مورد سلسله های تصوف ومبانی اندیشه های آنها چیست؟

پاسخ: تصوف راستین اگر باشد مورد تائید است. بزرگانی چون حافظ ، سعدی و مولانا ، همه صوفی بوده اند و مایه سر بلندی تصوف. اما چون بسیاری از دکانداران مکتب تصوف سخنان گزاف گفته و چهره این مکتب را ناموزون نشان داده اند ، حافظ و سعدی و مولانا نیز گاهی از تصوف برائت جسته و صوفیان را ملامت کرده اند. تصوف راستین عرفان اصیل اسلامی است.

 

سوال5 : آیا انسان با ازدواج به خداوند نزدیکتر می شود ؟

پاسخ: ازدواج همگامی با طبیعت و ادامه خط تکاملی بشریت است . هر چند که در بیان مقصود آن اختلاف نظر است اما در این نکته اتفاق نسبی وجود دارد که ازدواج همگام شدن با طبیعت و در سیر تکامل یعنی نزدیک تر شدن به خداست.

 

سوال 6 : چرا در آیه الکرسی خداوند می فرماید هیچ اکراه واجباری در دین نیست اما در بسیاری از آیات دیگر منجمله در سوره توبه مکرر آمده که با دشمنان کارزار کنید تا به دین خدا درآیند ؟

پاسخ: اصل کلی همان است که در آیه الکرسی آمده است یعنی جنس اکراه در دین راه ندارد زیرا اکراه دین را نقض می کند . یعنی آنکس که دینی به او تحمیل شود در حقیقت دینی ندارد. اما آیاتی که در آنها فرمان نبرد و مقابله و مقاتله با کفار آمده ، مقصود کافرانی است که به حقوق مسلمانان تجاوز کرده و به روی آنها شمشیر کشیده اند و به آنها کافر حربی گویند. بدیهی است هر انسانی از حق دفاع برخوردار است و در قرآن در چند مورد اشاره شده که اگر کافران دست از تقابل برداشته و اعلام صلح کردند شما هم بپذیرید و دست از تقابل بردارید زیرا تجاوز از جانب آنها بوده است . در جای دیگری در قرآن آمده است که کافران همان ظالمان و متجاوزان به حقوق دیگرانند.

 

سوال 7 : در دنیای امروز چگونه درست را از غلط بشناسیم؟ همه چیز تغییر کرده و ارزشها به ضد ارزش تبدیل شده چگونه در مسیر صحیح قدم برداریم؟

پاسخ: شناخت درست از غلط و حق و ناحق به طور کلی در فطرت آدمی به ودیعه گذاشته شده است و بی هیچ تعلیمی همه آدمیان در می یابند که دروغ گفتن و فریب دادن و منافع خود را بر حق برگزیدن و تکبر و حرص و آز و تجاوز به حقوق دیگران نامطلوب و نکوهیده است. در مقابل صدق و راستی و وفای به عهد و تواضع و خدمت به خلق پسندیده است . قانون طلائی در اخلاق این است که با دیگران چنان رفتار کن که می خواهی با تو رفتار شود و چنان رفتار نکن که نمی خواهی با تو رفتار شود. شما از عقل فطری خود پیروی کنید و هر چه دیگران گفتند را با معیار عقل بسنجید و اگر تردیدی داشتید به عقلای دیگری که در کمال و فهم ستوده شده اند نیز مراجعه کنید.

 

سوال8 : همانگونه که در لیست کتابهای مورد تائید شما بود ، مدتی است که کتاب اوپانیشاد و کتاب گیتا را مطالعه می کنم و سوالات بسیار زیادی در آنجا برایم مطرح شده است از جمله اینکه ، در آنجا خواندم که خداوند دارای فرم است .مطالب دیگری نیز در آن وجود دارد که من را کاملاً گیج کرده است. لطفاً بفرمائید آیا محتویات این کتابها کاملاً مورد تائید است ؟

پاسخ: کتابهایی که برای خواندن توصیه می شوند و به عنوان کتاب خوب یا بزرگ معرفی می شوند برای رشد کلی اندیشه و بینش خواننده است نه آنکه هر آنچه را که در آن کتابها آمده بپذیرند. شخص در اثر مطالعه کتابهای خوب به تدریج چراغهایی در دلش روشن می شود که حقایقی را در پرتو آنها می توان دید و دو کتاب فوق در شمار همان کتابها است. اما در مورد فرم و صورت باید گفت که خداوند در هیچ فرم و صورتی محدود نمی شود اما در همه فرمها و صورتها متجلی است. گل ، درخت ، ماه و خورشید خداوند نیستند اما در دیده اهل بصیرت تجلیات خداوند در این گونه آیات مشاهده می شود.

 

سوال 9 : این حقیر دستی در موسیقی(پیانو) دارم اما آن چیزی که شما همیشه از موسیقی میفرمایید را نتوانستم به طور کامل در نتها دریابم . گویا اشعار بزرگان ما همچون حافظ و مولانا و ابوسعید در سبک سازهای سنتی بیشتر و بهتر نهفته شده و به سختی در سبک آهنگسازی و سازهای جهانی دیده می شود؟

پاسخ: موسیقی خوب و متعالی به نوازنده و سازنده آهنگ متکی است و ساز نقشی در آن ندارد. اگر نوازنده به درجه کمال برسد و آهنگی را که انسان برجسته ای در خاطرش نقش بسته را بنوازد ، تا مرز ابدیت پیش می رود و طعمی از ابدیت و معنویت جاودانه را خواهد چشید. موسیقی شرق و غرب اگر چه با هم تفاوتهای بسیاری دارند اما در این خصلت که در نقطه های اوج ، آدمی را به جهان جاودانه نزدیک می کنند ، مشترکند.

 

سوال 10 : چگونه بفهمیم که واقعا کسی به سمت خدا می رود ؟

پاسخ: بارزترین نشان حرکت به سوی خدا که کمال مطلق است این است که شخص به سوی زیبایی یعنی هنرها ، دانایی یعنی فلسفه و علوم دیگر و نیکویی یعنی خلق خوش و حفظ شرافت انسانی در حرکت باشد و نشان کلی این حرکت شادی پاک و عمیق است که پیوسته با سالک همراه خواهد بود.

 

سوال 11 : نظر شما در مورد جاودانگی روح چیست و اگر من قبل از تولد هم بوده ام پس چرا چیزی از آن دوران به خاطر      نمی آورم؟

پاسخ: درباره جاودانگی روح می توان نخست به آثار افلاطون به خصوص مکالمات کوتاهتر او مراجعه کرد (Phaedo , Phaedrus, Meno) . علاوه بر این ادبیات ما به خصوص مثنوی آکنده از اعتقاد به جاودانگی روح است و سّر جاودانگی روح و فنا پذیری جسم این است که مرگ انحلال اجزاء هر چیز است و جسم طبیعتاً در معرض هلاکت است زیرا از میلیاردها ذره تشکیل شده است اما روح یک حقیقت بسیط و تجزیه ناپذیر است و مرگ کاری با آن نمی تواند انجام دهد.

با خود ملک الموت بگوید هله واگرد                 کین جا نکند هیچ سلاح تو سلاحی

به یاد نیاوردن خاطرات گذشته نشان از نبودن نیست کما اینکه شما در شیرخوارگی بوده اید و چیزی از آن دوران به یاد ندارید. امّا به معنای دیگری باید گفت که ما چه بسیار خاطرات ارزشمند از زندگی پیشین داریم که سرچشمه هنرها و اخلاق و علم ها است. فطرت انسان جویای زیبایی ، دانایی و نیکویی است و ما با این سه عشق به دنیا آمده ائیم. موسیقی خاطرات ازلی ماست و همینطور زیبایی های دیگر.

 

سوال12 : نظر شما در مورد موسیقی چیست و چرا برخی موسیقی را جایز نمی دانند ؟

پاسخ: خرد جمعی (collective intelligence) در طول تاریخ تا به امروز پیوسته ستایشگر موسیقی به عنوان یکی از بلندترین قله های زیبایی و معنویت بوده است و بزرگان جهان به اتفاق گفته اند آنچه در خرد جمعی انسانها مطلوب و محبوب است نشانی از محبوبیت و مطلوبیت آن در پیشگاه خدا است. بنا بر حدیث پیامبر اکرم هر انسانی بر اساس فطرت به دنیا می آید و دین ها و آئین ها ، همه بعد از فطرت قرار می گیرند و بنابر آیات مکرر در قرآن فطرت انسان همان فطرت الهی است ( فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ) بنابر این اگر تعارضی میان ظواهر دیانت و تفسیرهای دینی و فطرت آدمی باشد ، آن مسموع نیست زیرا پیامبر اکرم فرموده است : ( کلّ ما حکم به العقل، حکم به الشرع ) ، یعنی آنچه شرع به آن حکم می کند ، عقل نیز با آن هماهنگ است و همچنین در حدیث دیگر آمده است که پیامبر فرمود (أنَّ العقل رسولٌ من داخل، والرسول عقلٌ من خارج، ) یعنی عقل آدمی رسول الهی است در درون او و رسول الهی عقل آدمی است در خارج ذات او .

شاید بتوان گفت که برخی از علمای دین به سابقه بعضی مجالس ناموزون که موسیقی نیز جزئی از آن بوده است در تحریم آن مجالس سخن گفته اند و آنرا مجلس غنا نام نهاده اند و ای بسا که این تحریم مشمول همانگونه مجالس است.

 

سوال 13 : آیا لعن و نفرین های ذکر شده در زیارت عاشورا مغایر با سبک و سیاق دین اسلام در برخورد با ظالمان و ستمگران نیست ؟

پاسخ: در قرآن حکیم آمده است که بدی را به نیکی دفع کنید چنانکه دفع و لعن تاریکی روشن کردن چراغ است نه تاریکی را نفرین کردن. البته می توان بطور کلی لعن و دور باش خدا را بر همه ستمکاران از این حیث که ستم می کنند اعلام کرد و این دورباش خود توجه به این نکته است که ظلم و تجاوز و تعدی و فریب موجب دوری از رحمت خدا و دوری از همه خوبیها و زیبایی ها است و انسانهای بد به فرمان تکوینی خداوند از همه برکتها محروم هستند. بنابر این لعن عملی است که ما باید انجام دهیم و آن کاری در خلاف جهت بدکاران است و تنها با کار خوب می توان کار بد را لعن کرد و این کار زبان نیست.

 

سوال14 : من در گذشته اشتباهات زیادی کرده ام ، هر چند الان به اشتباهات خود پی برده ام اما هنوز از طرف دوستان و آشنایانم مورد عتاب قرار می گیرم. آیا این کار آنها واقعاً گناه نیست؟

پاسخ: وقتی آدمی به نادرستی بعضی اندیشه های خود آگاه می شود ، این آگاهی خود به منزله توبه است زیرا دیگر آن عقاید را ندارد و بدان عمل نمی کند و پیامبر فرموده است توبه کننده ازگناه مانند کسی است که گناهی نکرده است. از این روهرگز نباید به اعتبار گذشته ای که شخص از آن گذشته است دلی را شکست و عتابی یا حتی اشاره ای به کارهای پیشین نمود زیرا این کار گناهی عظیم است.

 

سوال15 : بنده می خواهم آیین صوفیگری در پیش بگیرم ,چگونه میتوانم شروع کنم؟

پاسخ: آیین صوفیگری در این روزگار معانی نامطلوبی را در ذهن القاء می کند. بخصوص که بعضی روشنفکران کتابهایی در رد صوفیگری نوشته اند. تصوف حقیقی که همان عرفان اسلامی و به زبان دیگر اسلام در نقطه تعالی است ، بر پایه قرآن و حدیث استوار است و آن راهی درست و هماهنگ با فطرت انسانی است و بر محور وحدت وجود و جاودانگی روح و انجام کارهای نیکو و رسیدن به خلق خوش و خدمت به خلق می گردد. وحدت وجود آن را می توان از آیه "هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن" دریافت و نیز از آیات دیگری چون "فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّـهِ " و امثال آن  . جاودانگی روح نیز درونمایه اصلی قرآن و همه کتب آسمانی است. کار نیکو یا عمل صالح به تعبیر قرآن آدمی را به بارگاه قرب الهی سوق می دهد. برای آشنایی با این مکتب که با عرفان مغرب زمین و سخن شاعران بزرگ جهان در یک مسیر قراردارد می توانید به فارسی با آثار مولانا جلال الدین بلخی آشنا شوید و این حقیر در دو کتاب با عنوان های گزیده فیه ما فیه و در صحبت مولانا به زبان ساده مکتب مولانا را معرفی کرده و نقطه های اوج مولانا را با شرح و توضیحات عرضه کرده ام.

 

سوال16 : برای شروع به مطالعه در زمینه فلسفه غرب شما چه کتابهایی را توصیه می کنید؟

پاسخ: برای فلسفه غرب کتاب سیر حکمت در اروپا اثر محمد علی فروغی کتاب نسبتاً روان و جامعی است و اگر به راستی می خواهید از صفر شروع کنید قبل از کتاب سیر حکمت در اروپا ، می توانید کتاب دنیای سوفی را به زبان آلمانی یا ترجمه انگلیسی و یا ترجمه فارسی دکتر کورش صفوی آغاز کنید و پس از سیر حکمت و به دنبال آن آثار افلاطون را دنبال کنید . کتاب سیر حکمت خود بهترین کتابها را برای مطالعه بیشتر به شما معرفی می کند.

 

سوال17 : دریکی از سخنرانیهای شما شنیدم که گفتید خدا در قرآن فرموده حتی به کافران دشنام ندهید. میخواستم بدانم آیا دقیقا آیه ای به همین معنی هست؟

پاسخ: عین آیه قرآن این است : وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّوا اللّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ :‌اگر ما به خدایان باطل آنها ناسزا گوییم ، آنها را بر می انگیزیم که سخن ناسزایی درباره خدای حقیقی گویند. لعن تاریکی اشکالی ندارد اما لعن تاریکی کلمات و الفاظ نیست بلکه روشن کردن چراغ است . هر چه شما بر نور بیفزایید از ظلمت کم می شود و دور و ملعون می گردد.

 

سوال 18 : عشق آمدنی است یا آموختنی؟

پاسخ: هم درست است که عشق آمدنی است یعنی عطا و موهبت الهی است که زمینه رسیدن به آن را در ذات فراهم کرده است و هم آموختنی است به معنی آنکه می توان اسرار و اطوار عشق را از بزرگان جهان آموخت ازجمله مولانا بیش از همه از عشق سخن گفته است.

 

سوال 19 : شرایط اصلی دینداری چیست ؟

پاسخ: در قرآن آیاتی هست که آنها را فلسفه جاوید خوانده اند در این آیات شرایط اصلی دینداری در سه بخش آمده است :
1- ایمان به خدا و خوبی و زیبایی و اینکه عالم طراح و آفریدگاری دارد که خود مظهر خوبی و زیبایی است و هم آفریدگار همه خوبیها و زیباییها است.

2- ایمان به روز پاداش و جزا و اینکه روح ما پس از مرگ در پیشگاه الهی مسئول اعمال دنیوی خود خواهد بود.

3- انجام کارهای نیک یا عمل صالح که در فطرت همه آدمیان نوشته شده است.

این سه نکته فوق را خداوند شرط رستگاری قرار داده و اما عبادات مانند نماز و روزه و حج چیزهای هستند که باید برای رسیدن به عمل صالح از آنها مدد گرفت. بدین معنی که با عبادتی مانند نماز شخص هر روز تکرار می کند که خداوندا مرا به راه راست ( که همانا انجام عمل صالح است) هدایت فرما و این تکرار او را یاری می دهد که پیوسته به یاد خدا باشد و قدمی به خطا نرود و به همین جهت در قرآن آمده است که نماز را برای یاد من به پای دارید.

 

سوال 20 : صراحت شیخ محمود شبستری در رد فلسفه و عقلانیت برای من قابل پذیرش نیست. لطفاً در این خصوص توضیح فرمائید.

پاسخ: اگر مقدمه ای را که اینجانب بر کتاب گلشن راز نوشته ام مطالعه کنید پاسخ این سوال و امثال آنرا خواهید یافت و نیز در کتاب گزیده فیه ما فیه طرح و پاسخ سوال درباره عشق و عقل آمده است . اجمالا می توانم بگویم که شیخ محمود خود فیلسوف بوده و سر عناد با فلسفه را ندارد و مقصودش از آن فلسفه مورد انتقاد گرایش هایی است که در بعضی از علما به عقل گرایی محض و انکار معنویات و فلسفه ماوراءالطبیعه از خود نشان داده اند ،‌همچنین خود مولانا گاه گاه متعرض فلاسفه و فلسفه شده است اما چنان نیست که با گوهر عقل و استدلال مخالفتی داشته باشد . همچنین اگر علاقه مند باشید می توانید به کتاب 365 روز در صحبت مولانا که در آن اینگونه نظریات به تفصیل مورد بحث قرار گرفته مراجعه نمائید.

 

سوال21 : لطفاً هدف خداوند را از خلقت هستی توضیح فرمائید.

پاسخ: خداوند خورشید حقیقت است که ازلاً و ابداً می درخشد و آفتاب او که عالم را پرکرده است لازمه ذات اوست . او به خود نگفته است که خوب است عالم را بیافرینم ، برای این یا آن هدف ، بلکه عوالم بی نهایت همه تجلی ذات اوست و هدف طبیعی این تجلی ستایش زیبایی و خیر و خوبی است که موجد عشق است و عشق نه هدف بلکه عین آفرینش است که در تمام ذرات عالم حضور دارد.

گر سر برون کردی مهش روزی چو قرص آفتاب      ذره به ذره در هوا لیلی و مجنون آمدی    دیوان شمس

 

سوال22 : من چند سالی است  که در مورد خدا مطلب می خوانم و هرچه قدر هم که جلوتر می روم مطالب  برایم نامفهوم تر می شود من لیسانس ریاضی هستم و نتوانستم هیچ مطلبی را بیابم که عمیقا و با دلیل و برهان قاطع به دلم بنشیند. لطفاً من را راهنمائی فرمائید.

پاسخ: معروف است که در جشن نودمین سال تولد برتراند راسل بانویی که گرایش های دینی خشک داشت به راسل گفت اگرشما  ( اکنون که به پایان عمر خود نزدیک شده اید ) به عالم دیگر بروید و خدایی باشد و از شما باز خواست کند چه خواهید گفت؟ راسل گفت : اگر چنین باشد و خداوند از من بپرسد که چرا به وجود من ایمان نیاوردی خواهم گفت "فقدان دلایل کافی".
شما نیز بدنبال دلایل کافی باشید و تا شما را قانع نکرده است تسلیم نشوید. اینکه در قرآن آمده است آیا در خدا که آفریدگار جهان است شک می توان کرد ؟ بدین معنی است که خداوند حقیقتی است که اگر آدمی از آن باخبر شود در آن شک نمی توان کرد . اگر شخصی بتواند در وجود خدا شک کند معلوم است که خدا را با چیز دیگری اشتباه گرفته و آنرا نفی می کند. خداوند وجود مطلق است که ساری در همه موجودات است و مفهوم وجود به ذات خود چنان بدیهی است که هیچکس در آن تردیدی نمی تواند کرد . بدیهی است اگر خدا را هر ماهیتی تصور کنید احتیاج به اثبات دارد اما اگر خداوند همان وجود محض باشد که نور آسمانها و زمین است نه در تحقق آن شکی هست و نه سوالی خواهید کرد که چه کسی او را آفریده است زیرا وجود از عدم نمی آید تا احتیاج به علت داشته باشد. وقتی معنی وجود را درک می کنیم ازلی بودن آن را نیز همزمان درک خواهید کرد و سر حضور او در همه موجودات نیز روشن می شود و این است معنی اینکه بهر سو نظر کنید آنجا خداست (قرآن). وجود عالم را پر کرده و شما به هر چیز نظر کنید وجود داشتن او بیش از هر چیز دیگر چشم شما را روشن می کند.

 

سوال23 : من در افغانستان زندگی می کنم  ولی زادگاهم ایران است. در آستانه ازدواج هستم ولی نمی دانم چطور می توانم به همسرم اعتماد کنم. اینجا انسانها با ادیان و مذاهب مختلف زندگی می کنند. لطفاً راهنمائیم کنید.

پاسخ: تشکیل زندگی مشترک مهمترین واقعه درزندگی هر مرد و زن است و شایسته است که هر دو طرف کمال اهتمام را در انتخاب درست بجای آورند. ظواهر ادیان و مذاهب نقشی در خوبی و بدی و شایستگی و ناشایستگی افراد ندارد. آنچه مهم است عشق به زیبایی و دانایی و نیکویی است. عشق به این سه وصف بدین معنی است که شخص اینها را بیش از خود دوست داشته باشد و هیچگاه بخاطر منافع شخصی حق زیبایی را پایمال نکند و حقیقتی را زیر پای نگذارد و نیرنگی در کار نیاورد. مهربانی و خدمت بی انتظار به دیگران جوهر نیکویی و اصل عمل صالح است و کنجکاوی و تلاش برای فهم حقیقت در جهان مایه علم است و حساسیت نسبت به صورتهای موزون و ناموزون جوهر هنرمندی است . با این معیارها باید اشخاص را سنجید . به صرف آنکه کسی خود را مسلمان یا مسیحی یا  پیرو دین دیگر بداند شایستگی برای امری پیدا نمی کند . جوهر ادیان یکی است و همه مبتنی بر ایمان به خداست که او سرچشمه نیکویی ، زیبایی و دانایی است و ایمان به اینکه در جهان هستی با اعمال متفاوت ما از راست و دروغ و صداقت و ریا و عدالت و ظلم به گونه های متفاوت رفتار خواهد شد . کسی نمی تواند ظلم کند ، دروغ بگوید و خیانت کند و منتظر حوادث خوب در زندگی باشد. اگر با کسی عزم زندگی مشترک دارید شایسته است با همین معیارها او را بیازمائید .

 

سوال 24 : از خودم راضی نیستم. کارهای نامطلوب و ناموزون زیادی انجام داده ام. ظاهری آراسته دارم و باطنی آشفته مانند دوریان گری. آیا راهی هست که به آغوش خوبی برگردم و جبران کنم؟

پاسخ: آفرین بر شما که با کمال صداقت در پیشگاه حقیقت سخن می گوئید . من ایمان دارم که شما در هر مرحله ای که هستید می توانید نه به طبقه اول جهنم بلکه به طبقات متعالی بهشت خود را برسانید زیرا با کریمان کارها دشوار نیست . خداوند در قرآن مکرر کسانی را تحسین کرده است که ابواب هستند یعنی چه بسیار که لغزشی می کنند ولی هر بار به نزد پروردگارشان باز می گردند. کمیت گناه نقشی در توبه ندارد. اگر دل شما از آن کارها که به نظر خودتان اهریمنی و گناه آلود آمده است آزرده است و آنرا نمی پسندید نشان عبور از دوزخ است زیرا عبور از دوزخ چیزی جز بیرون آمدن از وهم و فریب گناهان نیست. اگر به راستی دلتان برای خوبی تنگ شده است مطمئن باشید که خوبی نیز مشتاق شما است و پیامبر فرمود  کسی که از گناه توبه کند چون کسی باشد که هر گز گناه نکرده است و به قول مولانا توبه همچون عصای موسی است و همه دروغها و تیرگیها را می بلعد. گناه اهریمنی آن است که آدمی دانسته و با قصد قبلی حق کسی را زیر پا بگذارد . اگر آدمی ظلمی نمی کند و تجاوز و تعدی به حقوق کسی نمی کند اهریمنی نیست. حسد و غرور ، هر دو از صفات شیطان است و شما اگر به گوهر انسانی خود را که همان نَفَس الهی است و همه فرشتگان به او سجده کرده اند نظر کنید می توانید این دو صفت بزرگ شیطانی را به راحتی از خود دور کنید و اگر شیطان به شما سجده نکرد شما هم دیگر به شیطان سجده نکنید و او را از خود مایوس کنید . زهی سعادت که آدمی در نقطه ای از زمان زندگی اش به این آگاهی برسد که شما رسیده اید و خود را از چنگال دیو برهاند. این شما و این راه بهشت اینک فرس و اینک نگار سوار شوید و به بوی خوش آن سرو خرامان بروید. اما در مورد کسانی که احساس می کنید دینی به گردن آنها دارید از جمله همسر و فرزندان می توانید با همین چرخش و گردش به سوی خوبی با محبت و کارهای نیکو همه را جبران کنید . ضروری نیست که  فرد فرد آنها را از احوال خود با خبرکنید ولی می توانید خیر و برکت وجودتان را به هر کسی که از شما آزرده است برسانید.

 

سوال25 : من با خواندن قرآن درست یا غلط متوجه شدم که خدا  فرق زیادی بین زن و مرد  گذاشته است و این مسئله خیلی مرا ناراحت کرده است. لطفاً در صورت امکان راهنمایی فرمائید.

پاسخ: چون پاسخ به این سوال نیاز به بسط مقال دارد شما را به مطالعه کتابهای زیر دعوت می کنم :

1-What is Right with Islam نوشته امام عبد الرئوف

2- حقوق زن در اسلام اثر خانم موراکی

البته کتابهای بسیار دیگری نیز می توانید روی شبکه جهانی رایانه (اینترنت) بیابید که مسئله را برای شما روشن می کند.    (The right of women in Islam) . فرقهایی که بین زن و مرد هست بیشتر جنبه زمانی ، مکانی و اجتماعی و سنتی داشته است وگرنه در همه مسائل اساسی زنان با مردان برابرند با این امتیاز که زن بیش از مرد نماینده حضور الهی در جهان است و دین و عرفان بیشتر به چراغ دل او روشن است و مردان اگر چه در طول تاریخ هزاران ظلم به زنان کرده اند اما در عین حال دانایان روزگار مقام زن را برتر از مرد دانسته اند و روح او را به خدا نزدیکتر شمرده اند . کتاب مرد و ابرمرد (Man and Superman) اثر برنارد شاو در این زمینه نکته های لطیفی دارد و مولانا گفته است که زن گویی مخلوق نیست بلکه خالق است و پرتو رحمت   نامتناهی الهی است.

پرتو حق است آن ، معشوق نیست      خالق است او گوئیا مخلوق نیست                   مثنوی

 

سوال 26 : به نظر شما کدام سلسله از سلسله های تصوف رو به حقیقت است؟

پاسخ: یکی از بزرگان را پرسیده بودند که سلسله شما به چه کسی می رسد ، پاسخ داده بود که کسی از سلسله به جایی نمی رسد. هر کس قدم در راه خدا یعنی عشق به زیبایی و دانایی و نیکویی بردارد بی گمان رستگار است و هر سلسله ای که به این راه می رود بر حق است.

 

سوال 27 : در ترجمه قران در سوره مائده آیه 95 " یا اَیُّهَا الذَّینَ امَنوُا لا تَقْتُلوُا الصَّیْدَ وَ اَنْتُمْ حُرُمٌ وَّ مَنْ قَتَلَه مِنْکُمْ مُتَعَمِّدًا فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَم"، ابوی مرحوم النَّعَم را نعمت ها معنی کرده است. النَعَم در کتاب لغت به معنی چهارپا می باشد و جمع آن انعام است ولی النِعَم به کسر نون جمع نعمت است مثل اینکه در ترجمه آیه اشتباه شده است . لطفاً در این خصوص توضیح فرمائید.

پاسخ: این آیه در مورد نهی از صید در احرام است که اگر شخص چنین کاری کند باید کفاره بپردازد و کفاره آن صیدی است در قیمت مشابه آن صیدی که کرده است. آن صید می تواند از چهارپایان باشد و یا هر نعمت دیگری که برابر آن صید باشد مقبول است و ضرورتی ندارد که حتما از چهارپایان باشد . درست است که کلمه النعم در این آیه به معنی چهارپایان است و احتمالا در چاپهای بی مسئولیتی که از ترجمه مرحوم الهی قمشه ای صورت گرفته چنین اشتباهی رخ داده است.

 

سوال 28 : در داستان بانوی حصاری آنجا که جوان طبلی به دست گرفت و از طریق بازتابها  در قلعه را پیدا کرد ،  منظور از بازتابها چیست؟

پاسخ: بازتاب پاسخی است که انسان دائما از آدمیان می گیرد و می شنود و در چهره آنها ، در راه رفتن آنها ، عکس العملی که در موضع حسادت یا حرص یا تواضع و فروتنی از خود نشان می دهند در انسانهای مختلف متفاوت است.

 

سوال 29 : در قرآن، خداوند هرموقع که می خواهد مطلبی را بیان کند ، نمی گوید من و می گوید ما .. مثلا ما گفتیم ، ما انجام دادیم و ....  . حال آنکه، ما می دانیم ذات احدیت یکتاست، این امر چه معنایی دارد؟

پاسخ: در قرآن هم از "من" و هم از "ما" بهره گیری شده است و شاید وقتی خداوند از خود به کلمه "ما" یاد می کند در حقیقت قوانین کلی عالم را بیان می کند و هنگامی که از "من" می گوید ما را در پیش چشم می بیند ، چنانکه ما او را با چشم دل می نگریم و ما به او و او به ما عشق می ورزد و چنان ارتباطی بین همه بندگان و پروردگار است که همه خدا را از خودشان می دانند و می گویند "خدای من".

 

سوال 30 : آیا مرگ باعث جدایی همیشگی افراد از نزدیکان خود می شود؟

پاسخ: یکی از نام های روز قیامت یوم الجمع است به این معنی که انسان از هر کسی که جدا شده است و شوق دیدار او را دارد ، به دیدار او خواهد رسید.

 

سوال 31 : چگونه رفتار کنم تا به عنوان یک شخص دیندار از دنیا بروم ؟

پاسخ: شما با یک دینی به دنیا آمده اید و آن دین عشق به زیبایی و دانایی و نیکویی است و اگر زندگی خود را وقف علم و اخلاق و هنر کنید به عنوان یک شخص دیندار از دنیا خواهید رفت. البته در عشقی که به زیبایی و دانایی و نیکویی دارید اگر با کتاب با کرامتی مانند قرآن آشنا شوید و دریابید که این کتاب نیز بر محور زیبایی و دانایی و نیکویی می گردد و این سه صفت از صفات خداوند است طبیعتاً برکات بیشتری به شما خواهد رسید.

 

سوال 32 : لطفاً کتابی در زمینه زیبایی شناسی به من معرفی کنید.

پاسخ: کتاب زیبایی شناسی اثر کروچه ترجمه فواد روحانی 

برای دیدن تمام مطلب به سایت دکتر قمشه ای بروید 

http://www.drelahighomshei.com/64.aspx




طبقه بندی:
ارسال توسط کیان
آرشیو مطالب